زمستان ۱۹۱۸ است. لورا آیون که پرستار جنگ بوده، بعد از زخمی شدن برمی گردد به هالیفاکس کانادا؛ اما آرامش خانه دوام نمی آورد. خبر مرگ یک نفر از جبهه همراه با وسایل شخصی اش به دستش می رسد و لورا حس می کند یک جای ماجرا می لنگد. برای همین دوباره داوطلب می شود و راهی یک بیمارستان خصوصی در بلژیک می شود. آنجا بین حرف و حدیث های سنگرهای تسخیر شده و یک هتل دار عجیب که شرابش انگار حافظه سربازها را پاک می کند، لورا دنبال این می گردد که چه بلایی واقعا سر عزیزانش آمده و چرا حقیقت پشت دود و خون پنهان شده است.
چند ماه قبل تر، در نوامبر ۱۹۱۷، فردی آیون بعد از یک انفجار به هوش می آید و خودش را زیر آوار، کنار یک سرباز آلمانی مجروح می بیند. با اینکه دشمن هم هستند، برای زنده ماندن مجبور می شوند به هم اعتماد کنند و از جهنم فلاندر جان سالم به در ببرند. اما وقتی راه برگشت به میدان کشتار را ندارند، به مردی مرموز پناه می برند که وعده می دهد جنگ را از دور و برشان محو کند. در دل باران گلوله و پرسه ارواح، زخم های روانی و ترس های دفن شده دوباره بالا می زند و آن ها باید تصمیم بگیرند فرار بهتر است یا روبه رو شدن با حقیقتی که شاید از خود جنگ هم ترسناک تر باشد.
| تعداد برگ |
368 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2024 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6228172309 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات