کتاب «من رو یادت هست» از سوفی کینسلا با یک تصادف شروع می شود؛ لکسی توی بیمارستان چشم باز می کند و خیال می کند همان دختر ۲۵ ساله ی قبلی است با یک زندگی عاشقانه ی به هم ریخته. اما خیلی زود می فهمد سه سال از زندگی اش پریده: حالا توی کارش حسابی بالا رفته، رئیس بخش شده و حتی با یک میلیونر خوش قیافه ازدواج کرده است. وقتی خانه ی جدید و شیکش را می بیند، بیشتر گیج می شود و مدام از خودش می پرسد واقعا چه اتفاقی افتاده؟
کم کم معلوم می شود این ظاهر بی نقص آن قدرها هم بی دردسر نیست. دوست های قدیمی اش از او دلخور و حتی متنفرند، یک نفر هم هست که برای گرفتن جایگاه شغلی اش لحظه ای دست بر نمی دارد. وسط این شلوغی ها، پای یک مرد به ظاهر نامرتب اما جذاب هم به داستان باز می شود و اوضاع را پیچیده تر می کند. این رمان هم بامزه و پرکشش است، هم کاری می کند درباره انتخاب ها، حافظه و این که «موفقیت واقعی» یعنی چی، بیشتر فکر کنی.
| تعداد برگ |
384 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2008 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008740605 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات