کتاب «دوزخ» (Inferno) نوشته آگوست استریندبرگ، یک جور اعتراف نامه و روایت شخصی از دوره ای است که زندگی اش از هم می پاشد. استریندبرگ ما را می برد وسط روزهایی که اضطراب و تنهایی و فقر ول کنش نیست و ذهنش مدام بین واقعیت و خیال گیر می کند. او در شهرهایی مثل پاریس سرگردان است و هر اتفاق کوچک را نشانه ای عجیب تعبیر می کند؛ انگار همه چیز دارد به او هشدار می دهد یا او را هل می دهد سمت یک بحران بزرگ تر.
حالا این وسط، پای وسواس های مذهبی، ترس های مبهم و حتی علاقه اش به کیمیاگری و علوم غریبه هم باز می شود؛ انگار می خواهد از راه راز و رمز به یک معنا یا نجات برسد، ولی هرچه جلوتر می رود بیشتر در بدبینی و آشفتگی فرو می رود. نثر کتاب گاهی نمادین و گاهی عمدا آشفته است، درست مثل ذهنی که آرام و قرار ندارد. اگر ادبیات روانشناختی و روایت هایی که مرز خیال و واقعیت را قاطی می کنند دوست داری، «دوزخ» می تواند تجربه ای سنگین، متفاوت و به یادماندنی باشد.
| تعداد برگ |
227 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1898 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227786361 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات