«خانه کاغذی» اثر کارلوس ماریا دومینگوئز از آن رمان های کوتاه اما پراثر است که اگر اهل کتاب و داستان های ادبی باشید حسابی درگیرتان می کند. قصه از جایی شروع می شود که بلوما لنون، استاد ادبیات انگلیسی، وسط خیابان در حال خواندن شعری از امیلی دیکنسون است و یک حادثه ناگهانی همه چیز را به هم می ریزد. از همین نقطه، روایت کم کم از یک زندگی عبور می کند و سرک می کشد به آدم های دیگر و مسیرهای عجیب و غیرمنتظره.
در ادامه با کارلوس بروئر آشنا می شویم؛ مردی که عشقش به کتاب از حد علاقه معمولی خیلی جلوتر رفته و تبدیل به یک وسواس تمام عیار شده است. او مدام کتاب می خرد، می خواند، دسته بندی و فهرست نویسی می کند و انگار دنیا برایش فقط در همین کاغذها خلاصه می شود؛ تا جایی که همین شیفتگی، زندگی اش را زیر و رو می کند. «خانه کاغذی» به زبان های زیادی ترجمه شده و استقبال خوبی هم گرفته و نویسنده اش برای نوشتن این داستان جایزه ادبی لولیتا روبیال را در سال 2002 برده است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.