کورالاین از آن بچه هایی است که همیشه دوست دارد سر از کار چیزهای ممنوعه و درهای قفل شده دربیاورد. یک روز بالاخره در اتاق مهمان ها را باز می کند و اولش فقط یک دیوار آجری می بیند، ولی وقتی دوباره برمی گردد، انگار مسیر تازه ای باز شده که او را به جایی عجیب می برد؛ خانه ای دقیقا شبیه خانه خودشان، اما با حس و حال متفاوت و ترسناک. آنجا پدر و مادر «دیگری» را می بیند؛ آدم هایی که همه چیز را جذاب تر و مهربان تر نشان می دهند، اما چشم های دکمه ای و سیاهشان از همان اول یک چیزی را لو می دهد.
کم کم کورالاین می فهمد پشت این مهربانی، یک نقشه خطرناک خوابیده: می خواهند او را برای همیشه همانجا نگه دارند. حالا او باید وارد یک بازی نفس گیر شود تا هم پدر و مادر واقعی اش را نجات دهد و هم بچه هایی را که گرفتار شده اند آزاد کند. کورالاین فقط با کمک یک سنگ سوراخ دار و یک گربه بداخلاق اما باهوش، قدم به قدم جلو می رود و با موجوداتی روبه رو می شود که هر لحظه ترسناک تر می شوند. این داستان نیل گیمن هم هیجان دارد، هم ترس، هم خیال پردازی، و تا آخرش نمی گذارد کتاب را زمین بگذاری.
| تعداد برگ |
92 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
2002 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001942358 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات