راوی این کتاب انگار توی پیچ و خم زمان گیر افتاده؛ مدام روی یک مسیر نامرئی بالا و پایین می رود و از زندگی های مختلفش حرف می زند. می گوید هزار نفر بوده و در عین حال یک نفر، هم طعم زندگی را چشیده هم مرگ را از نزدیک دیده. وسط این روایت ها، یک بار هم «راد» بوده؛ موبدان موبد دربار شاه نرسی، کسی که نه دلش با ایمان گرم بوده نه زیر بار بند و فرمان کسی می رفته.
اما ماجرا وقتی جدی تر می شود که پای «بند دیوان» وسط می آید؛ جایی که راد آن را گشوده و بعد همه چیز مثل یک سیاهه تلخ و سنگین روی کاغذ آمده. از نوشداروها و نقشه ها نوشته، از بهرام و بردها و باخت هایش، و از دیوهایی مثل استباد، مرکوش، مرشون و اشمه. این نوشته ها قرار نیست حال آدم را خوب کند؛ بیشتر شبیه اعترافات و گزارش یک سفر تاریک است از آنچه بر سر مردم آن سرزمین آمد.
| تعداد برگ |
352 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001827211 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات