«ماشین دوزخی» ژان کوکتو یک نمایشنامه متفاوت و امروزی از افسانه معروف ادیپ است؛ همان شاهزاده ای که ناخواسته پدرش را می کشد و بعد با مادرش ازدواج می کند. کوکتو این قصه قدیمی را با حال و هوایی شاعرانه و کمی کابوس وار تعریف می کند؛ طوری که شهر تبس مثل یک جای نفرین شده به نظر می رسد و از همان اول حس می کنی یک اتفاق بد قرار است بیفتد. ادیپ اینجا بیشتر از اینکه یک قهرمان باشکوه باشد، یک آدم مغرور و بی خبر است که قدم به قدم به سمت فاجعه هل داده می شود.
نقطه قوت کار این است که نویسنده فقط قصه را تکرار نمی کند و مدام ذهن و رابطه های شخصیت ها را زیر ذره بین می برد؛ مثلا ژوکاست فقط یک ملکه نیست، زنی است که هم قدرتمند است و هم ترس های خودش را دارد و می خواهد از سرنوشت فرار کند. فضای نمایشنامه پر از حس وهم، طنز تلخ و لحظه های سورئال مثل رویا و نشانه های عجیب است و همین باعث می شود مرز واقعیت و خیال قاطی شود. در نهایت «ماشین دوزخی» درباره این است که چقدر فکر می کنیم اختیار داریم، اما انگار یک نیروی سرد و بی رحم مثل یک ماشین، بی توجه به خواسته های ما داستان را جلو می برد.
| تعداد برگ |
133 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1932 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223841187 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات