کتاب «لنگه کفشی بر پشت بام» اثر ونسان دلوکروا (نشر ثالث) یک رمان متفاوت و فکر برانگیز است؛ داستانی که در هر فصل زاویه دیدش عوض می شود و نویسنده خودش را جای یکی از متفکران بزرگ تاریخ می گذارد تا دنیا را از نگاه او روایت کند. ایده اصلی هم ساده اما عجیب است: یک لنگه کفش که یک جوری سر از پشت بام در آورده و همین اتفاق نامعمول، بهانه ای می شود برای اینکه نگاه ها و پرسش های فلسفی خیلی طبیعی وارد قصه شوند.
دلوکروا قرار نیست مثل یک کتاب آموزشی فلسفه درس بدهد؛ بیشتر کاری می کند که وسط روایت، آدم مکث کند و به چیزهایی مثل زمان، فضا، معنا و برداشت خودمان از واقعیت فکر کند. این رمان بیشتر از اینکه برای «یاد گرفتن فلسفه» باشد، برای زندگی کردن با سوال های فلسفی است؛ همان حس عجیبی که گاهی باعث می شود حتی چیزهای معمولی اطرافت هم یک دفعه ناآشنا و گیج کننده به نظر برسند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.