سوریه در سال های اول بحران، خیلی زود از یک اعتراض و درگیری پراکنده به جایی رسید که مرگ و ترس تبدیل شد به بخشی از زندگی روزمره. خالد خلیفه در «مردن کار سختی است» همین فضای تلخ و واقعی را دستمایه داستانی می کند که هم انسانی است و هم تکان دهنده؛ جایی که آدم ها وسط ایست بازرسی ها، گلوله و ناامنی، هنوز مجبورند تصمیم های معمولی بگیرند و با فقدان کنار بیایند.
داستان درباره چند نفر از اعضای یک خانواده است که باید پیکر بی جان پدرشان را از میان شهرها و جاده های نا امن عبور بدهند تا او را همان طور که خودشان می خواهند به خاک بسپارند. همین سفر کوتاه، کم کم تبدیل می شود به تصویری از یک کشور زخمی و آدم هایی که زیر فشار جنگ، از درون خرد می شوند اما باز هم ادامه می دهند. «مردن کار سختی است» رمانی است که نشان می دهد حتی انجام ساده ترین کارها، وقتی جنگ همه جا را گرفته باشد، می تواند سخت ترین کار دنیا شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.