کتاب «معنای برج بابل» اثر امیر خداوردی یک داستان بلند با ساختاری تکه تکه و در هم تنیده است؛ چند قصه که مثل نخ های یک قالی به هم گره می خورند و کم کم تصویر اصلی را می سازند. شخصیت ها هم خاکستری و واقعی اند: پدری که پدر بودن را بلد است اما انگار دیگر نفسش به ادامه نمی رسد، و منجی ای که همه منتظرش هستند تا با پر سیمرغ برسد و همه چیز را درست کند، ولی خودش درگیر چیزهایی است که مهم تر از افسانه بازی به نظر می آید.
این کتاب فقط قصه تعریف نمی کند، بیشتر شبیه آینه ای است که حال و هوای زمانه را نشان می دهد؛ هم روی داستان را می بینی هم پشت پرده اش را. ایده فرو ریختن برج بابل هم مثل یک اتفاق قطعی توی روایت جریان دارد، چیزی شبیه فاجعه ای که از قبل نشانه هایش پیدا است. وقتی قدرت دست آدم های ترسو می افتد و ترس کم کم تبدیل به حماقت می شود، نتیجه می تواند ساختن برج های بزرگ و فروپاشی های بزرگ تر باشد.
| تعداد برگ |
128 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004058155 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات