«خورشید خاندان اسکورتا» نوشته لوران گوده (نشر ثالث) یک رمان خانوادگی پرکشش است که بعد از گرفتن جایزه گنکور حسابی سر و صدا کرد. قصه ما را می برد به یک روستای کوچک در جنوب ایتالیا و زندگی پنج نسل از خانواده اسکورتا را دنبال می کند؛ خانواده ای که از همان اول با بدنامی و زخم های قدیمی به دنیا آمده و انگار همیشه باید تاوان گذشته را بدهد. شروع داستان از سال ۱۸۷۰ است، وقتی روکو اسکورتا پا به ماجرا می گذارد و سایه اتفاق های تلخ و تصمیم های اشتباه روی سر بقیه می ماند.
در طول روایت، پای عشق های جا مانده، رازهای نگفتنی و گناه هایی که کسی دوست ندارد اسمشان را بیاورد وسط می آید. با این حال اسکورتاها یک جور غرور سرسخت و ایمان عجیب به دوام آوردن دارند؛ حتی اگر دارایی شان فقط یک مغازه کوچک تنباکوفروشی و یک عالمه خاطره و امید باشد. داستان با روایت دانای کل جلو می رود و لابه لای آن، یادآوری های کارملا زن سالخورده هم هست که در گفت وگو با کشیش خانواده کم کم پرده از راز اصلی این خاندان برمی دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.