داستان کتاب «چشم خفاش» از یک دکل دیده بانی در دل مواضع ارتش عراق شروع می شود؛ همان دکلی که مثل یک چشم تیزبین، مدام موقعیت نیروهای ایرانی را لو می دهد و تلفات سنگینی به جا می گذارد. در این شرایط، رزمنده ای به نام مرتضی می گوید راهی برای خاموش کردن این چشم دارد و روی نقشه ای پافشاری می کند که از نظر بقیه هم سخت است و هم خطرناک.
مرتضی بالاخره همراه عباس و مجتبی راهی ماموریتی می شود که خیلی زود معلوم می کند از چیزی که فکر می کردند پیچیده تر است. جلو رفتن در دل میدان، تصمیم های لحظه ای، ترس و امید و رفاقت، همه دست به دست هم می دهند تا ماجرای انهدام دکل تبدیل به یک روایت پرکشش از روزهای دفاع مقدس شود؛ روایتی که هم تلخی دارد و هم لحظه های نفس گیر و انسانی.
| تعداد برگ |
208 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1392 |
| سال انتشار میلادی |
2013 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643377311 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات