«اسکار و خانم صورتی» داستان پسری ده ساله به اسم اسکار است که در بیمارستان کودکان بستری است و روزهاش را با پرستارها و داوطلب ها می گذراند. بین همه شان یک خانم خاص هست که به «خانم صورتی» یا «مامی رز» معروف است؛ زنی مهربان و سرزنده که با وجود بازنشستگی هنوز داوطلبانه به بچه ها سر می زند. وقتی اسکار می فهمد درمانش نتیجه نداده و زمان زیادی برایش نمانده، ترس و عصبانیتش بالا می زند، مخصوصا وقتی واکنش والدینش را می بیند و حس می کند آنها هم از روبه رو شدن با حقیقت می ترسند.
مامی رز برای اینکه اسکار زیر بار این روزهای سخت خرد نشود، یک بازی عجیب اما قشنگ پیشنهاد می دهد: اینکه هر روز را مثل ده سال زندگی کند و همه حس های یک عمر را در همین چند روز تجربه کند. اسکار هم شروع می کند به نامه نوشتن به خدا؛ نامه هایی صادقانه و بی پرده درباره ترس ها، امیدها، عشق، دلخوری ها و چیزهایی که تا حالا نگفته. این قصه هم غمگین است هم روشن، و آرام آرام نشان می دهد چطور یک رابطه صمیمی می تواند آدم را به آشتی، پذیرش و زندگی کردن در همین لحظه برساند.
| تعداد برگ |
80 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
2002 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008460275 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات