کتاب «خوشحالم که شناختمت» از جویس کارول اوتس (نشر نیلا) یک داستان کوتاه جمع و جور اما پر از ریزه کاری های روانی است. اوتس مثل همیشه سراغ لایه های پنهان آدم ها می رود و نشان می دهد پشت یک گفتگوی به ظاهر معمولی چقدر حرف نگفته و حس مبهم می تواند پنهان باشد. ماجرا آن طور که از داستان های حادثه محور انتظار دارید جلو نمی رود؛ بیشتر شبیه این است که نویسنده یک لحظه کوتاه از برخورد دو نفر را زیر ذره بین می گذارد و از دل همان لحظه ساده، کلی تنش و معنی بیرون می کشد.
این داستان در مجموعه «آیا همیشه مرا دوست خواهی داشت؟ و داستان های دیگر» چاپ شده و حتی بعدها شکل نمایشی هم پیدا کرده، برای همین دیالوگ ها و موقعیت ها خیلی پررنگ اند. جذابیت کار اینجاست که مدام با خودتان فکر می کنید این جمله ها واقعا از سر صمیمیت گفته می شوند یا فقط تعارف و نقش بازی کردن اجتماعی اند. «خوشحالم که شناختمت» کاری می کند به رابطه ها، فاصله عاطفی و این که چقدر شناختن یک آدم می تواند نصفه و نیمه و ناپایدار باشد، دوباره فکر کنید.
| تعداد برگ |
12 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2005 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786005140378 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات