«وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی خواست» از جویس کارول اوتس یک نمایشنامه جمع و جور اما خیلی سنگین و تاثیرگذار است؛ داستانی که بیشتر از این که دنبال حادثه و اتفاق های بیرونی باشد، می رود سراغ زخمی که در سکوت می ماند: حس طرد شدن و ناخواسته بودن. اوتس از همان ایده ساده عنوان کتاب، یک درام روانی می سازد که مدام بین گذشته و حال رفت و برگشت می کند و نشان می دهد چطور یک کمبود عاطفی در کودکی می تواند سال ها بعد هم دست از سر آدم برندارد.
در مرکز این نمایشنامه رابطه مادر و فرزند قرار دارد، اما نه آن تصویر کلیشه ای و مهربانانه. اینجا مادر می تواند منبع اولین شکست عاطفی باشد و همین تجربه، روی هویت، اعتماد به نفس، رابطه های بعدی و حتی شیوه دوست داشتن شخصیت ها سایه می اندازد. دیالوگ ها کوتاه، عصبی و گاهی شکسته اند و سکوت ها به اندازه حرف ها معنی دارند. اگر دنبال یک متن نمایشی روانشناختی و خانوادگی هستید که به جای پایان بندی راحت، پیچیدگی زخم ها را واقعی نشان بدهد، این کتاب انتخاب خوبی است.
| تعداد برگ |
12 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2010 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786005140699 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات