قصه با چند تکه یادداشت از دفتر خاطرات کورین، یه دختر ۱۱ ساله، شروع می شود؛ دختری که برای جشن تولدش فقط دلش می خواهد ریموند فورد را ببیند. وقتی ریموند سر و کله اش پیدا نمی شود، کورین طاقت نمی آورد و با راننده شان راه می افتد تا برود پیدایش کند. آدرسشان می رسد به یک رستوران بسته، اما معلوم می شود ریموند با مادرش بالای همان جا زندگی می کند. همان موقع که دارند بیرون می زنند، کورین چند کلمه ای گیرش می آورد و ازش می پرسد کجا می رود؛ ریموند با یک چمدان دستش، فقط می گوید: «نمی دانم… خداحافظ.»
چند سال بعد، کورین ۱۷ ساله است؛ دختری خوش چهره اما ساده دل که وارد کالج شده و بعد از درس، راهی اروپا می شود و تجربه های تازه ای از آشنا شدن با آدم های مختلف به دست می آورد. یک ازدواج کوتاه هم دارد که خیلی زود با یک تصادف تلخ به پایان می رسد و همین او را به نیویورک می کشاند. آنجا با کمک دوستش رابرت وانر (که راوی داستان است) در دفتر یک مجله کار می گیرد؛ وانر به او نزدیک می شود اما کورین فاصله اش را نگه می دارد. در ادامه، وانر پای کورین را به دنیای شعر و شاعری باز می کند و از شاعری برایش می گوید که به نظرش ترکیبی از چند شاعر بزرگ است و می تواند همه چیز را برای کورین عوض کند.
| تعداد برگ |
96 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
1947 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001170355 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات