نمایشنامه «اه پدر بیچاره، مامان تو را در کمد آویزان کرده و من خیلی غمگینم» از آرتور کوپیت، یک کمدی سیاه عجیب و تماشایی است که همزمان می خنداند و آدم را معذب می کند. داستان درباره مادری به اسم مادام رزپتل است که به شکل افراطی کنترل گر و داغ دار است و با پسر بزرگسالش جاناتان زندگی می کند؛ اما نکته ترسناک و بامزه ماجرا اینجاست که جسد مومیایی شده پدر هم همیشه کنارشان است و مثل یک وسیله خانه با خودشان این طرف و آن طرف می برند. فضای نمایش پر از اغراق، شوخی های تلخ و موقعیت های پوچ است و از همان اول معلوم است قرار نیست با یک قصه معمولی طرف باشیم.
وقتی پای یک پرستار بچه جسور و وسوسه انگیز به ماجرا باز می شود، رابطه های به هم پیچیده خانواده و ترس های پنهان جاناتان بیشتر خودشان را نشان می دهند. کنار این ها، حضور حیوانات عجیب مثل گیاه های گوشت خوار و پیراناهای تزئینی هم به حال و هوای گروتسک و سورئال کار کمک می کند. کوپیت زیر این ظاهر شوخ و شلوغ، درباره وابستگی، قدرت در خانواده، سرکوب احساسات و ترس از رها شدن حرف می زند و کاری می کند وسط خنده، یک تلخی واقعی ته دل آدم بنشیند. اگر دنبال یک نمایشنامه متفاوت از جنس تئاتر پوچ و طنز سیاه هستی، «اه پدر بیچاره» انتخاب خیلی خوبی است.
| تعداد برگ |
104 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
1960 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786003261334 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات