«پخمه» لقب هم بندی راوی در زندان است؛ آدمی که چند ساعتی با یک روزنامه نگار هم کلام می شود و پای قصه زندانی شدن های پشت سر همش را وسط می کشد. همه دوست دارند بفهمند چرا به او می گویند پخمه، اما هرچه جلوتر می رویم، بیشتر با طنز تلخ و اجتماعی عزیز نسین روبه رو می شویم؛ طنزی که هم می خنداند و هم یک جور ته دل آدم را سفت می کند. ماجرا از جایی شروع می شود که پخمه برای چندمین بار برمی گردد زندان و همه می پرسند این بار دیگر چه کرده، و جوابش از همه چیز عجیب تر است: «به خاطر کتلت!»
بعد از همین جواب، پخمه شروع می کند به تعریف چند سال دربه دری و اتفاق های عجیب و غریبی که مثل دومینو پشت سر هم می افتند. یک روز سرباز است، یک روز سر از دزدی در می آورد، یک وقت هم شکل و شمایل شیخ ها را می گیرد و هر بار هم انگار دنیا دست به یکی کرده تا دوباره بیفتد پشت میله ها. داستان با ریتم تند و موقعیت های بامزه اما نیش دار جلو می رود و چون فضای اجتماعی و فرهنگی اش برای ما هم آشناست، هم کلی می خندید و هم بعضی جاها با خودتان می گویید این قصه چقدر واقعی و نزدیک است.
| تعداد برگ |
288 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1978 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6229456842 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات