کتاب «خاطرات» اثر داوید فوئنکینوس از آن رمان هایی است که آرام و بی سر و صدا جلو می رود، اما یواشکی می نشیند روی دل آدم. راوی، جوانی است در دهه بیست زندگی اش که رویای نویسنده شدن دارد و شب ها در یک هتل کار می کند؛ جایی که می تواند زندگی آدم های مختلف را از دور تماشا کند و بیشتر در فکرهای خودش فرو برود. همه چیز با مرگ پدربزرگ شروع می شود و همین اتفاق، راوی را هل می دهد سمت مرور گذشته، خاطره های کودکی و چیزهایی که توی خانواده گفته نشده یا نصفه و نیمه گفته شده اند.
بعد از آن، مادربزرگ سر از خانه سالمندان در می آورد، اما یک روز فرار می کند و راوی او را در روستای قدیمی شان پیدا می کند. این همراهی کوتاه، تبدیل می شود به یک سفر کوچک برای جنگیدن با فراموشی و فهمیدن اینکه خاطره ها چطور هم می توانند دلگرم کننده باشند و هم دردناک. فوئنکینوس با نثر روان و کمی طنز، درباره پیری، گذر زمان، رابطه های خانوادگی و این می نویسد که آدم چطور با کلمه ها به زندگی اش معنا می دهد. «خاطرات» بیشتر از اینکه داستانی پرحادثه باشد، یک روایت صمیمی و تأمل برانگیز است که تا مدت ها بعد از تمام شدنش توی ذهن می ماند.
| تعداد برگ |
315 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2011 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9644083853 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات