کتاب «آدولف هیتلر و نقش من در سقوطش» از اسپایک میلیگان، خاطرات او از روزهایی است که به ارتش بریتانیا در جنگ جهانی دوم می پیوندد؛ اما نه با حال و هوای قهرمان بازی و شعار. میلیگان با همان طنز تیز و نگاه ریزبینش، از اولین برخوردش با پادگان، آموزش های نفس گیر، قوانین خشک و فرمانده هایی می گوید که گاهی بیشتر از دشمن اعصاب آدم را خرد می کنند. عنوان کتاب هم از همان اول مشخص می کند قرار است با یک روایت طعنه آمیز طرف باشیم؛ روایتی که جنگ را بیشتر شبیه یک آشفتگی بزرگ نشان می دهد تا یک قصه باشکوه.
در طول کتاب، با آدم های دور و برش هم آشنا می شویم؛ سربازهایی با اخلاق های جور واجور که از شوخی های ساده تا لحظه های جدی و تلخ را کنار هم می سازند. جذابیت کار اینجاست که طنزش زورکی نیست و از دل موقعیت های واقعی بیرون می آید؛ مثلا ماجراهای لباس و تجهیزات نامتناسب، یا نظم و بی نظمی های عجیب ارتش. با این حال، زیر این خنده ها اضطراب، ترس و فشار روانی هم هست و نویسنده خیلی طبیعی نشان می دهد چطور آدم ها وسط این شرایط تلاش می کنند روحیه شان را حفظ کنند. این جلد بیشتر درباره مسیر ورود او به فضای جنگ است، قبل از این که وارد نبردهای اصلی شود.
| تعداد برگ |
210 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
1971 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9644084904 |
| قطع |
وزیری |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات