تو رمان «توله های تلخ» از قباد آذرآیین، یک پیرمرد به آخر خط رسیده؛ دکترها هم می دانند کاری از دستشان برنمی آید و خانواده هم کم کم با این واقعیت کنار آمده اند. پیرمرد نه دل و دماغ حرف زدن دارد، نه اشتهایی برای غذا، فقط منتظر است همه چیز تمام شود. اما درست از همین جا داستان جان می گیرد؛ او به خواب و رویا پناه می برد و هر بار که چشم هایش گرم می شود، درِ تازه ای به گذشته اش باز می شود.
این خواب ها او را می برند به کودکی و نوجوانی و جوانی اش در گوشه ای از جنوب ایران؛ جایی که آدم ها زیر آفتاب داغ، با هزار حسرت و بی قراری زندگی را می دوند. روایت فقط درباره خود پیرمرد نیست؛ انگار زندگی پدر و مادر و خواهر و برادر و معلم و کاسب و راننده هم کنار او زنده می شود. لحن جنوبی داستان آن قدر طبیعی و پررنگ است که موقع خواندنش می توانی گرما و حال و هوای آدم ها را حس کنی؛ مردمی که روی ثروت زیر زمینشان زندگی می کنند، اما سهمشان از آن همیشه کم بوده است.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
2021 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6226662192 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات