خرس قصه ما عاشق تنهایی و آرامش است و اصلا با مهمان میانه خوبی ندارد. حتی روی در خانه اش یک برگه زده که یعنی کسی سرزده نیاید. اما یک روز یک موش کوچولو در می زند و با اینکه خرس محکم جواب رد می دهد، موش کوتاه نمی آید و هی دوباره بر می گردد.
خرس فقط می خواهد با خیال راحت صبحانه اش را بخورد و روزش را شروع کند، ولی موش هر بار از یک راه تازه پیدایش می شود و نمی گذارد خرس یک لحظه آرام بگیرد. این رفت و آمدهای بامزه کم کم ماجراهای خنده دار و دوست داشتنی درست می کند و خرس را جلوی یک سوال ساده می گذارد: شاید مهمان داشتن آن قدرها هم بد نباشد؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.