| تعداد برگ |
216 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1395 |
| سال انتشار میلادی |
2012 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9642366378 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
ایبن الکساندر |
| مترجم |
سعید گل محمدی |

یک ماه است هر وقت اضطراب می گیرم چند صفحه می خوانم و واقعا اثرش را می بینم. زبان کتاب نرم و صمیمی است و به جای ترساندن، دلگرمی می دهد. تنها نکته منفی اینکه بعضی جمله ها خیلی شبیه هم هستند.
نصفه خواندم و فعلا کنار گذاشتم. شروعش جذاب بود ولی وسط ها ریتم کند شد و برای من آن عمقی که انتظار داشتم نداشت. با این حال برای کسی که دنبال حس خوب و روایت روان است می تواند گزینه بدی نباشد.
آرامم کرد.
من برای مسیر رفت و آمد مترو می خواندم حدود ده روزه تمام شد. فصل های کوتاهش برای مطالعه تکه تکه عالی است و ذهن را سبک می کند. فقط ای کاش چند مثال کمتر تکراری بود.
برای هدیه دادن هم مناسب بود، من برای مادرم گرفتم و گفت سبک و دلنشین است. پیام کلی کتاب امیدوارکننده است و از نظر نوشتار هم ساده و قابل فهم است. اگر دنبال متن خیلی فلسفی و استدلالی هستید شاید کامل راضی نشوید.
دو روزه تمامش کردم چون روایتش کشش دارد. برای کسی که دنبال نگاه انسانی و کم تنش به موضوع مرگ است انتخاب خوبی است. ایراد کوچکش برای من این بود که بعضی بخش ها زیادی احساسی می شد.
من نسخه طاقچه اش را سال ها پیش خوانده بودم و دوباره سراغش آمدم. نقطه قوتش این است که بدون شعار مستقیم، حس امید و آرامش می دهد و آدم را وادار به فکر کردن می کند. فقط چند جا تکرار ایده ها حس کردم.
خوب بود و تا آخر نگه ام داشت.
سه هفته است هر شب قبل خواب چند صفحه می خوانم. لحنش آرامش بخش است و کمک کرد کمتر از فکرهای سنگین بعد از مرگ بترسم. ترجمه روان و روایت خیلی گیرایی دارد.