کتاب «خواهرم، قاتل زنجیره ای» اثر اوینکان بریثویت (انتشارات ققنوس) یک رمان تند و تیز و بامزه اما تلخ است که از همان اول تو را می کشد وسط دردسرهای دو خواهر. آیولا هر بار می گوید برای دفاع از خودش دست به کار شده، اما نتیجه همیشه یکی است: یک جنازه و خواهری به اسم کورده که باید مثل یک آدم مسئول همه چیز را جمع و جور کند و نگذارد پای آیولا گیر بیفتد.
کورده در زندگی اش خیلی پناهگاه ندارد و تنها جایی که کمی نفس می کشد بیمارستان لاگوس است، جایی که کار می کند و گاهی هم با یک بیمار در کما حرف می زند تا سبک شود. ماجرا وقتی پیچیده تر می شود که کورده دلش پیش یک دکتر مهربان و جذاب به اسم تاده گیر می کند، اما آیولا سر و کله اش در بیمارستان پیدا می شود و با تاده آشنا می شود. کورده خوب می فهمد که این آشنایی می تواند همه چیز را به هم بریزد و حتی زندگی خودش را هم نابود کند.
| تعداد برگ |
224 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6220403104 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
اوینکان بریثویت |
| مترجم |
سحر قدیمی |

خیلی دوستش داشتم.
کمی کسل کننده بود و برای من میخکوب کننده نشد. با این حال ایده کلی و حال و هواش قابل قبوله و برای کسی که جنایی ملایم می خواهد بد نیست.
من هدیه دادم و بعدش خودم هم خوندم. برای مطالعه قبل خواب عالی بود و سبک نوشتارش روانه، فقط پایانش اون چیزی نبود که حدس می زدم.
اگر دنبال کتابی هستید که سریع جلو بره و درگیرتون کنه گزینه خوبیه. ولی توقع پیچیدگی معمایی نداشته باشید چون سرنخ ها محدود است.
من یک هفته ای خوندمش و بیشتر از همه لحن و ریتمش برام جذاب بود. نقطه قوتش اینه که کوتاه و جمع و جور است، ایرادش هم این که هیجانش مثل تریلرها بالا نمی رود.
کتاب بدی نبود، فقط جنایی واقعی نیست.
نشر ققنوس خوندم و از نظر فضا سازی و روایت خیلی دوستش داشتم. معما پیچیده نیست ولی شخصیت ها خوب در می آیند و خسته کننده نمی شود.
برای من بیشتر رمان بود تا معمایی. کشش داشت و باعث شد هر روز توی رفت و آمد مترو چند فصل بخونم، اما پایان بندی کمی معمولی بود.
من از نشر نون گرفتم و توی 4 شب تمومش کردم. ترجمه روان بود و داستان هم متفاوت بود، ولی اگر دنبال جنایی پر از شوک هستید احتمالا انتظارتون برآورده نمی شود.