کتاب «نه منظر» نوشته میلاد جعفر پور (نشر ققنوس) سراغ یک روایت تعلیمی کمتر شناخته شده در ادبیات فارسی می رود؛ روایتی که از نظر حال و هوا، یادآور «هفت پیکر» نظامی است و به شکل نثر نوشته شده. داستان درباره شاهزاده ای به نام شیرزاد است که بعد از مرگ پدرش، وزیر دربار یعنی فرخ زاد با یک توطئه هم تاج و تخت را از او می گیرد و هم زمینه قتل مادرش را فراهم می کند. شیرزاد مدتی آواره می شود اما در نهایت به سرزمین پدری برمی گردد و آنجا دلش پیش گلشاد، دختر فرخ زاد، گیر می کند.
بخش جذاب ماجرا از جایی شروع می شود که شیرزاد بعد از شکست دادن فرخ زاد به سلطنت می رسد و تصمیم می گیرد برای خون خواهی مادرش وزیر را مجازات کند. گلشاد که دستی در پیشگویی دارد می فهمد اگر بتواند نه شب او را از این تصمیم برگرداند، فرخ زاد از مرگ نجات پیدا می کند. پس شیرزاد را هر شب در یک «منظر» نگه می دارد و با تعریف کردن نه داستان درباره زیرکی و چاره گری زنان، کم کم او را به گذشت و بخشش راضی می کند. پایان قصه هم با یک غیبت ناگهانی و مرموز، حال و هوایی متفاوت و به یادماندنی پیدا می کند.
| تعداد برگ |
263 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6220403036 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
میلاد جعفر پور |

نظرات