«تبعید و سلطنت» از آلبر کامو (انتشارات ققنوس) یک مجموعه داستان کوتاه جمع و جور اما پر از فکر و حس است؛ کتابی که در آن آدم ها مدام با تنهایی، غریبگی و حس بیرون افتادن از جهان روبه رو می شوند. کامو با سبک ساده و دقیقش کاری می کند موقعیت های معمولی، ناگهان رنگ فلسفی بگیرند و خواننده را با سوال های جدی درباره زندگی، آزادی و معنای شخصی درگیر کنند.
داستان های این مجموعه هر کدام فضای مخصوص خودشان را دارند، اما نخ مشترکشان روشن است: آدم هایی که دنبال جایی برای تعلق داشتن می گردند و هم زمان می فهمند دنیا همیشه آن طور که می خواهند پاسخ نمی دهد. «تبعید و سلطنت» مثل خیلی از آثار کامو، بدون شعار دادن نشان می دهد وقتی زندگی پوچ و بی تفاوت به نظر می رسد، باز هم می شود با انتخاب های خودمان مسیر و معنای تازه ساخت. اگر از ادبیات داستانی عمیق و حال و هوای وجودی خوشت می آید، این کتاب انتخاب خیلی خوبی است.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1957 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789643116194 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
آلبر کامو |
| مترجم |
محمدرضا آخوندزاده |

اگر دنبال متن روان و داستان کوتاه های قابل تامل هستید، انتخاب بدی نیست.
ترجمه خوبه ولی چاپی که به دست من رسید یکی دو صفحه لکه ریز داشت. از نظر محتوا ارزش خرید دارد، مخصوصا اگر داستان کوتاه دوست دارید.
چند تا داستانش واقعا درخشان بود و تا چند ساعت ولت نمی کند. اما همه داستان ها به یک اندازه قوی نیستند و این باعث شد وسط کار کمی افت حس کنم.
برای من که دنبال داستان های کوتاه با حس و حال جدی بودم جواب داد. حدود ده روزه تمومش کردم، فقط یکی دو جا واژه ها کمی سنگین بود.
خوب بود و سریع خوانده می شود.
من نسخه نشر چشمه با نام خموشان را هم دیده بودم، این یکی هم همان فضا را دارد و بهتر است خریدار بداند ترجمه ها متفاوتند. ترجمه شهدی برای من طبیعی تر بود.
انتخاب خوبی برای کسی که داستان کوتاه دوست دارد. لحن و ریتم بیشتر داستان ها خوبه، فقط بعضی ها پایان بندی خیلی ناگهانی داشتند.
به نظرم نقطه قوتش همین داستان کوتاه های خوب و خواندنیه و ترجمه هم اذیت نمی کند. من یک ماهه کنار کتاب های دیگه می خونم و هنوز چندتاش تو ذهنم مونده.
داستان کوتاه های جمع و جور و تاثیرگذار. برای وقت های رفت و آمد مترو عالی بود و نیاز نبود پیوسته بخونم.
ترجمه پرویز شهدی واقعا روان و درجه یکه. حدود دو هفته هر شب یکی دو داستان کوتاه خوندم و با اینکه فضای کار تلخه، خیلی راحت جلو میره و آدم را نگه میداره.