کتاب «اصل گرایی» اثر گرگ مک کیون، برای وقت هایی است که حس می کنی کارها روی سرت خراب شده و هر کسی ازت یک چیزی می خواهد. نویسنده خیلی ساده و کاربردی توضیح می دهد مشکل همیشه کمبود زمان نیست، مشکل این است که انرژی و تمرکزت را بین کلی کار ریز و درشت پخش می کنی. پیام اصلی کتاب این است: به جای این که همه چیز را با هم جلو ببری، فقط روی چند چیز واقعا مهم تمرکز کن تا هم نتیجه بهتر بگیری و هم کمتر فرسوده شوی.
مک کیون در طول کتاب بهت یاد می دهد چطور کارهای غیر ضروری را کنار بگذاری، با خیال راحت و محترمانه «نه» بگویی و از دام چند وظیفه ای بودن بیرون بیایی. این کتاب قرار نیست تو را به کم کاری یا بی خیالی دعوت کند؛ اتفاقا می گوید درست ترین کارها را انتخاب کن و همان ها را عالی انجام بده. اگر دنبال اولویت بندی، مدیریت زمان واقعی، تمرکز بیشتر و یک سبک زندگی هدفمندتر هستی، «اصل گرایی» می تواند یک راهنمای محکم و قابل اجرا برایت باشد.
| تعداد برگ |
272 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2011 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222209070 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
گرگ مک کیون |
| مترجم |
فریبا جعفری نمینی |

خوب بود ولی معجزه نمی کنه.
کاربردی و قابل اجرا.
من بعد از 10 روز هنوز کامل جا نیفتاده بود و باید با حوصله جلو رفت. نقطه قوتش اینه که آدم رو وادار می کنه زندگی خودش رو جدی تر اولویت بده، ایرادش هم اینه که بعضی مثال ها خیلی کلیه.
بد نبود، ولی برای من که قبلا چند کتاب توسعه فردی خونده بودم نکته جدید خیلی زیادی نداشت. با این حال برای شروع و نظم دادن به ذهن انتخاب بدی نیست.
ترجمه اش رو دوست داشتم و متن روانه. اگر دنبال کتابی هستید که فقط انگیزشی نباشه و تمرین هم بده، گزینه خوبیه.
سه هفته استفاده واقعی: هر فصل رو تبدیل کردم به یک چک لیست برای کارهای هفته. قوت اصلیش کاربردی بودن و ساده گفتن مفاهیمه، ولی بعضی بخش ها کمی تکراری می شه.
صفحه پیشگفتار رو چند بار بخونید، مسیر کتاب رو روشن می کنه. برای من که دنبال نظم ذهنی و اولویت بندی بودم خیلی به درد بخور بود.
کتاب خوبیه ولی باید واقعا عمل کنید وگرنه فقط اطلاعات می مونه. من یک ماهه دارم نکته ها رو می نویسم و هفته ای یک بار مرور می کنم، تاثیرش کم کم معلوم شد.
دو ماهه هر شب 20 دقیقه می خونم و تمرین ها رو برای کار و خانواده پیاده کردم. حس می کنم کمک کرد خودم و زمانم رو اولویت بذارم و تصمیم های ریز روزمره ام بهتر شده. ترجمه روانه و خسته کننده نیست.
من حدود سه هفته ست دارم می خونمش و هر بار قبل ادامه، پیشگفتار مترجمان رو دوباره مرور می کنم. نقطه قوتش اینه که خیلی عملی و قابل اجراست و آدم رو از شعار دور می کنه؛ فقط کاش چند مثال بومی تر هم داشت.