«یک گربه یک مرد یک مرگ» از زولفو لیوانلی (انتشارات ققنوس) یک رمان متفاوت و درگیر کننده درباره تبعید، خاطره و وجدان است. داستان حول سامی باران می چرخد؛ یک پناهنده سیاسی ترک که در سوئد زندگی می کند و یک روز در یک کلینیک در استکهلم با مرد بیماری رو به رو می شود که کم کم برایش آشنا می شود. انگار همان مقام سابقی است که زندگی و خانواده سامی زیر سایه تصمیم ها و خشونتش از هم پاشیده شده بود. همین برخورد ساده، سامی را می برد وسط یک دو راهی سخت: انتقام بگیرد یا ببخشد؟
لیوانلی قصه را طوری جلو می برد که مدام شک می کنی مرز واقعیت و خیال کجاست و چقدر از ماجرا در ذهن سامی شکل می گیرد. رمان فقط سیاسی نیست؛ بیشتر درباره آدم هاست وقتی با زخم های گذشته، احساس گناه، مسئولیت و ترس از تکرار خشونت رو به رو می شوند. حضور آدم هایی از فرهنگ ها و کشور های مختلف هم این حس را می دهد که تبعید و سرکوب، فقط یک داستان محلی نیست و می تواند تجربه مشترک خیلی ها باشد. «گربه» هم در داستان یک نشانه مرموز است که گاهی مثل وجدان، گاهی مثل سایه مرگ و گاهی مثل یک هشدار آرام همراهت می ماند.
| تعداد برگ |
277 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1394 |
| سال انتشار میلادی |
2008 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789643114695 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
زولفو لیوانلی |
| مترجم |
محمدامین سیفی اعلا |

می ارزد.
داستان کشش دارد ولی انتظار پایان بندی محکم تری داشتم. با این حال نثر روان و اتمسفر تلخ و واقعی اش ارزش خواندن دارد.
من بیشتر برای باشگاه کتابخوانی خریدیم و بحث های خوبی راه انداخت. تنها نکته این که ممکن است برای بعضی ها بخش های سیاسی اش سنگین باشد.
برای من که دنبال داستان صرفا عاشقانه نبودم خیلی جواب داد. مضمون تبعید و فشار سیاسی واقعی است و شخصیت منفی مطلق هم ندارد.
دو هفته طول کشید بخوانم چون وسطش درگیر کار شدم، ولی هر بار که برمی گشتم گیج نمی شدم. ساختار مدرن و تعلیق خوب دارد، اما اوایلش کمی کند راه می افتد.
روان و خوش خوان.
من توی سفر بین شهری حدود 4 ساعت یک نفس خواندم. ریتم خوب است و دیالوگ ها طبیعی اند، فقط بعضی جاها تلخی فضا زیاد می شود.
برای کسی که رمان سیاسی اجتماعی دوست دارد انتخاب مطمئنی است. پرداخت روان شناختی شخصیت ها و بحث انتقام و بخشش تا آخر نگه ام داشت.
سه شب پشت سر هم قبل خواب خواندم و راحت جلو می رود. نثر ساده و منطق محور است و موضوع تبعید و سیاست را خوب انسانی می کند.
حدود یک هفته توی مترو و BRT می خواندم و چند بار ایستگاه را رد کردم. شخصیت ها خاکستری اند و قصه تعلیق خوبی دارد، مخصوصا برای ما خاورمیانه ای ها.