داستان با یک تصویر عجیب و گیر افتاده شروع می شود: شاخه های تاک آن قدر دور و برِ یک اسب پیچیده اند که دیگر از رو به رو معلوم نیست با یک اسب طرفیم یا فقط توده ای از شاخه های درهم. هر چه جلوتر می رویم، مرز بین چیزی که واقعا هست و چیزی که فقط شبیهش به نظر می آید، کم کم محو می شود و ذهن خواننده را درگیر می کند.
در ادامه، همین بازیِ توهم و واقعیت شدیدتر می شود؛ حتی وقتی پای ببر وسط می آید، باز هم نمی شود با قطعیت گفت آنچه می بینیم حیوان است یا تاکی که خودش را به شکل دیگری درآورده. روایت با زبان تصویری و نمادینش کاری می کند مدام مکث کنید و دوباره به صحنه ها نگاه کنید؛ انگار کتاب می خواهد درباره گیر افتادن، تغییر شکل دادن و قضاوت های عجولانه از شما سوال بپرسد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.