«شعری که شنیده نشد» داستان آمارا، دختر دوازده ساله ای است که در بیورتونِ اورگان زندگی می کند و با مادرش خیلی صمیمی است، اما همیشه یک سوال توی ذهنش دارد: چرا پدرش درباره گذشته اش و زندگی اش در نیویورک درست و حسابی حرف نمی زند؟ آمارا برای تولدش یک درخواست مهم می کند؛ می خواهد همراه پدرش به نیویورک برود و خانواده پدری اش را از نزدیک ببیند. بعد از کلی بحث و دودلی، بالاخره این سفر جور می شود و آمارا راهی شهری می شود که همیشه فقط اسمش را شنیده بود.
اما نیویورک و محله هارلم آن چیزی نیست که آمارا توی خیال خودش ساخته بود؛ هم فضا برایش غریب است، هم برخورد خانواده پدری آن قدر گرم و راحت پیش نمی رود. از طرف دیگر، آمارا می فهمد بین پدرش و پدربزرگش یک اختلاف قدیمی هست که کسی دوست ندارد درباره اش حرف بزند. هم زمان، او باید برای مدرسه یک پروژه به اسم «کپسول زمان» آماده کند و چیزهایی را توی آن بگذارد که به هویت و زندگی اش ربط دارد؛ همین پروژه باعث می شود بیشتر دنبال ریشه هایش برود، تاریخ و حال و هوای هارلم را بهتر بشناسد و کم کم بفهمد «خانه» و «تعلق» برایش دقیقا یعنی چه.
| تعداد برگ |
166 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004629966 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات