تو زندگی همه ما یه عالمه اتفاق ریز و عجیب می افتد که شاید همون لحظه خیلی جدی شان نگیریم و زود فراموش شان کنیم، اما بعضی وقت ها همین اتفاق ها قرار است مسیر زندگی یه نفر دیگه را عوض کند. توی این داستان، یه چاه قدیمی توی شهر هست که از قدیم می گفتند اگر توش سکه بندازی و آرزو کنی، ممکنه آرزوت برآورده بشه. هنوز هم آدم هایی پیدا می شوند که بهش باور دارند و آرزوهاشون را یواشکی کنار چاه زمزمه می کنند.
ارنست تازه پدربزرگش را از دست داده و همزمان گیر یه راز بزرگ می افتد که توی شیروونی خونه پدربزرگ قایم شده. یه روز اتفاقی صدای آرزوهای مردم را می شنود و تصمیم می گیرد به جای اینکه فقط تماشاچی باشه، خودش دست به کار شود. ارنست با چیزهایی که توی خونه پدربزرگ پیدا می کند سعی می کند آرزوها را واقعی کند، اما هر آرزو قصه خودش را دارد و این کار هم ساده تر از چیزی نیست که فکرش را می کرد...
| تعداد برگ |
274 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004629423 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات