روبی یه دختر باهوش و خلاقه که همیشه توی سرش کلی ایده جورواجور می چرخه. یه روز چندتا چوب کهنه گیرش میاد و با خودش میگه چرا باهاشون یه چیزی نسازم؟ از برادرهاش کمک می خواد، ولی اونا جدی اش نمی گیرن و حتی مسخره اش می کنن و میگن تو که بلد نیستی چیزی بسازی.
اما روبی کوتاه نمیاد و خودش دست به کار میشه. کم کم از دل همون چوب های قدیمی یه وسیله خیلی بامزه و خاص درست می کنه؛ چیزی که وقتی بقیه می بیننش، نظرشون کامل عوض میشه و همه دوست دارن امتحانش کنن و باهاش بازی کنن. «قلعه ی قرمز من» یه داستان شیرین درباره اعتماد به نفس، خلاقیت و اینه که گاهی فقط کافیه به ایده هات ایمان داشته باشی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.