«بی سرزمین» نوشته کاترین مارش، یک رمان تاثیرگذار درباره جنگ، مهاجرت و امید است. احمد بعد از این که در بمباران، مادر و خواهرهایش را از دست می دهد، همراه پدرش از سوریه راهی سفری سخت و خطرناک به سمت یونان می شود. اما احمد تنها از مسیر جان سالم به در می برد؛ پدرش در دریا ناپدید می شود و همه فکر می کنند دیگر زنده نیست. احمد بعد از رسیدن به بلژیک، جایی برای ماندن ندارد و مجبور می شود مخفیانه در زیرزمین خانه ای در خیابان آلبرت ژونارت پناه بگیرد؛ خیابانی که اسمش یادآور داستانی قدیمی از پنهان کردن یک نوجوان یهودی در زمان جنگ جهانی دوم است.
از آن طرف، مکس یک پسر آمریکایی است که تازه با خانواده اش به همان خانه نقل مکان کرده و درگیر مشکل های مدرسه و امتحان های پایه ششم است. داستان فصل به فصل از نگاه این دو پسر جلو می رود و ترس ها، تنهایی ها و فشارهایی را که هر کدام به شکل خودش تجربه می کند نشان می دهد. آشنایی احمد و مکس کم کم همه چیز را عوض می کند و بینشان رابطه ای شکل می گیرد که هم به آن ها دل و جرئت می دهد، هم معنی تازه ای به «خانه» و «امنیت».
| تعداد برگ |
356 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004626576 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات