کتاب مطلقا تقریبا اثر لیزا گراف یک داستان دوست داشتنی و پر از حس و حال درباره پسری به اسم آلبی است که همیشه کارها را «تقریبا» خوب انجام می دهد؛ تقریبا نمره هایش خوب است، تقریبا توی بازی ها موفق می شود و تقریبا هم پدر و مادرش از او راضی اند. اما وقتی قرار است برای کلاس پنجم به یک مدرسه جدید برود، کم کم می فهمد که این «تقریبا» ها دیگر برایش کافی نیست و دلش می خواهد بالاخره بفهمد واقعا در چه چیزی خوب است و دقیقا از زندگی اش چه می خواهد.
در همین روزهای شلوغ و پر از تردید، یک پرستار جدید به نام کالیستا وارد زندگی آلبی می شود؛ کسی که کمکش می کند خودش را بهتر بشناسد و به توانایی هایش اعتماد کند. این کتاب با زبانی ساده و روان، از فشار انتظار دیگران، پیدا کردن استعداد واقعی و قبول کردن خودمان حرف می زند و برای نوجوان ها (و حتی بزرگ ترها) کلی نکته الهام بخش دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.