در کتاب «وسط این کتاب یک دیوار است»، یک شوالیه کوچولو وسط صفحه ها به یک دیوار برمی خورد و با خودش فکر می کند این دیوار دارد او را از کلی خطر آن طرف کتاب نجات می دهد؛ از ببر خشمگین و کرگدن غول پیکر گرفته تا یک غول ترسناک که ممکن است یک لقمه قورتش بدهد! شوالیه با اعتماد به نفس پشت دیوار می ایستد و خیال می کند جای امنی پیدا کرده است.
اما داستان وقتی بامزه تر می شود که شوالیه اصلا متوجه خطرهای واقعی کنار خودش نمی شود؛ مثلا یک تمساح و آبی که کم کم بالا می آید و دارد همه چیز را خیس می کند. حالا که او گیر افتاده و کمک می خواهد، چه کسی دستش را می گیرد؟ شاید همان موجودات «ترسناک» آن طرف دیوار، آن قدرها هم بد نباشند! این کتاب با تصویرهای جذاب و قصه ای ساده و هوشمندانه، به بچه ها یاد می دهد همیشه از روی ظاهر قضاوت نکنند و گاهی امن ترین جا دقیقا جایی نیست که فکرش را می کنیم.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.