«کا» شاعر تبعیدی بعد از سال ها به ترکیه برمی گردد و راهی شهر سرد و دورافتاده ی کارس می شود. قرار است درباره ی موج خودکشی دخترهای مذهبی که به خاطر ممنوعیت روسری تحت فشار قرار گرفته اند گزارش تهیه کند، اما ته دلش یک دلیل شخصی هم دارد: دیدن دوباره ی «ایپک»؛ زنی جذاب که تازه از همسرش جدا شده و خاطره اش هنوز از ذهن کا بیرون نرفته است.
هرچه کا بیشتر در کارس می ماند، بیشتر می فهمد این شهر آرام نیست و آدم های مختلفی دور و برش می چرخند؛ از شوهر سابق ایپک گرفته تا چهره های سیاسی و حتی یک تروریست با نفوذ. ماجراها طوری جلو می رود که یک اجرای تئاتر می تواند به فاجعه ختم شود و در دل برف و سکوت شهر، مرز بین ایمان، عشق، ترس و سیاست مدام جابه جا می شود. «برف» رمانی پرکشش و تامل برانگیز است که با طنزی ریز و به جا، حال و هوای آدم امروز را خیلی خوب نشان می دهد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.