«خاک تاول زده» از جنین کامینز یک رمان پرکشش و پرحاشیه است که ما را می برد وسط زندگی «لیدیا»؛ زن کتاب فروشی در آکاپولکو که خیال می کند یک زندگی معمولی و امن دارد. همه چیز از جایی به هم می ریزد که همسر روزنامه نگارش علیه یک کارتل خطرناک مطلبی منتشر می کند و همان مردی که لیدیا او را فقط یک مشتری مودب و اهل کتاب می شناخت، تبدیل به کابوس زندگی شان می شود. بعد از یک حمله خونین، لیدیا و پسر کوچکش «لوکا» تنها کسانی هستند که زنده می مانند و حالا باید هر طور شده فرار کنند.
از اینجا داستان تبدیل می شود به یک سفر نفس گیر برای زنده ماندن؛ فرار از شهر و جاده و قطارهای مهاجران، روبه رو شدن با گرسنگی، ترس، قاچاقچی ها و خطر دستگیری، در حالی که امید مثل یک نخ باریک همراهشان است. کتاب سعی می کند مهاجرت را نه فقط یک بحث سیاسی، بلکه یک تجربه واقعی و انسانی نشان بدهد؛ مخصوصا از زاویه نگاه یک مادر که حاضر است تا آخر خط برود تا بچه اش را نجات دهد. البته «خاک تاول زده» همزمان کلی بحث و نقد هم راه انداخت؛ بعضی ها می گویند تصویرش از مکزیک و مهاجرها کلیشه ای است، اما چه موافقش باشید چه نه، داستانش طوری نوشته شده که سخت می شود زمینش گذاشت.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.