کتاب چهار باد اثر کریستین هانا ما را می برد به تگزاسِ سال 1934؛ جایی که خشکسالی چند ساله و طوفان های گرد و خاک زندگی کشاورزها را از ریشه می لرزاند. السا که دلش به زمین و خانواده اش بند است، می بیند اوضاع مزرعه روز به روز بدتر می شود و از آن طرف هم همسرش ریف کم کم از زندگی فاصله می گیرد و همه چیز به سمت فروپاشی می رود.
وقتی ریف آن ها را ترک می کند، السا مجبور می شود همراه دو بچه اش دل به جاده بزند و برای پیدا کردن کار راهی کالیفرنیا شود. اما آن چیزی که قرار بود شروع تازه باشد، با تبعیض و نابرابری و کار جان کَن در مزرعه ها تبدیل به یک نبرد واقعی برای زنده ماندن می شود. حالا السا بین سکوت کردن و کنار آمدن، یا ایستادن و همراه شدن با کارگرهای معترض باید یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که می تواند آینده خودش و بچه هایش را عوض کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.