کتاب «قلم فروش» از آن داستان هایی است که نشان می دهد چطور می شود خیلی راحت برای آدم هایی که رویای نویسنده شدن دارند، تله گذاشت. طعمه می تواند هر کسی باشد: یک منتقد ادبی، یک نویسنده بازنشسته که فکر می کند هنوز حرف های نگفته دارد، یا حتی یک کاسب سنتی که دلش می خواهد اسمش روی جلد کتاب باشد. قصه مدام این سوال را جلوی پای آدم می گذارد که چرا بعضی ها این قدر راحت گول می خورند؛ دنبال جاودانه شدن اند، می خواهند دیده شوند، یا پای جاه طلبی و پول وسط است؟
راوی داستان، نیما، نویسنده ای است که آن طور که باید جدی گرفته نشده؛ نه دنیای ادبی کشفش کرده و نه خانواده خیلی درکش کرده اند. همین می شود که مسیرش را عوض می کند و شروع می کند برای آدم های پول دار و علاقه مند به نویسندگی، نوشتن؛ کاری که پول خوبی هم برایش دارد و با آن سفر می رود و خوش می گذراند. اما این بازی قرار نیست همیشه بی دردسر بماند و کم کم ماجرا طوری جلو می رود که همه چیز شکل دیگری پیدا می کند...
| تعداد برگ |
168 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001826801 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات