کتاب «آخرین گرگ» اثر لاسلو کراسناهورکایی (نشر ثالث) شما را می برد وسط یک روایت تلخ و گیرنده؛ جایی که راوی وسواسی و دقیق نویسنده، به شکل اتفاقی مامور می شود داستان واقعی «آخرین گرگ» در اکسترمادورا، منطقه ای خشک و بی جان در اسپانیا را بنویسد. اما این فقط یک گزارش ساده نیست؛ قصه مثل یک زوزه آرام و طولانی، در فضای سرد و دلگیر یک بار زمستانی در برلین تعریف می شود، رو به روی متصدی باری که انگار حوصله اش سر رفته. همین تضاد، داستان را هم ترسناک می کند هم عجیب و تماشایی.
این کتاب فقط یک داستان نیست و در واقع سه داستان را کنار هم دارد: داستان اصلی با همین نام و دو داستان کوتاه دیگر که کراسناهورکایی سال ها قبل تر نوشته است. نخ مشترک بین هر سه، نگاه تیز و متفاوت نویسنده به شکار و حیوانات وحشی است؛ تمی که کم کم تبدیل می شود به حرف هایی درباره انسان، خشونت، تنهایی و مرز باریک بین تمدن و غریزه. ترجمه فارسی این اثر هم کار نیکزاد نور پناه است و اگر دنبال ادبیات جدی و متفاوت هستید، «آخرین گرگ» انتخاب محکمی است.
| تعداد برگ |
110 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
978-6004055857 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات