در «قاضی» اثر ایوان کلیما، با یک قاضی طرفیم که وسط یک حکومت خفقان آور گیر افتاده؛ حکومتی که اسمش را کمونیسم گذاشته، اما در عمل خیلی از ارزش هایی مثل عدالت و برابری فقط شعار مانده است. قهرمان داستان از درون به همان آرمان های انسانی باور دارد، ولی هر روز مجبور می شود حکم هایی بدهد که وجدانش را له می کند. همین تضاد، او را مدام بین ترس، عذاب وجدان و تلاش برای آدم ماندن تکان می دهد.
این رمان فقط درباره یک نفر نیست؛ نشان می دهد وقتی یک سیستم سیاسی بیمار می شود، چطور تاریکی اش آرام آرام به زندگی معمولی مردم هم سرایت می کند و روابط انسانی را خراب می کند. در دنیای کتاب، همه انگار زیر ذره بین اند و با معیارهای از پیش تعیین شده سنجیده می شوند. «قاضی» از آن داستان هایی است که بعد از تمام شدن هم ذهنت را رها نمی کند و تو را وادار می کند فکر کنی در چنین شرایطی، انسان چطور می تواند آزادی و شرافتش را حفظ کند.
| تعداد برگ |
652 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1986 |
| نوع جلد |
جلد سخت |
| شابک |
978-6004056571 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات