ماجرای رمان «پاریس، پاریس» اثر سعید تشکری در حوالی سال 1314 و در مشهد می گذرد؛ همان روزهایی که ماجرای تلخ مسجد گوهرشاد به خاطر اعتراض مردم به سیاست تغییر لباس و کلاه شاپو شکل گرفت و با سرکوب سنگین دولتی به خون کشیده شد. در دل این فضای پرتنش، با «مهیار» آشنا می شویم؛ یکی از یتیم های قوچانی، و «ملک» دختری که تازه از فرنگ برگشته و سرنوشتش عجیب به مهیار گره می خورد. رابطه این دو کم کم عمیق تر می شود و هر قدمی که به هم نزدیک تر می شوند، بیشتر با لایه های پنهان تاریخ زخمی مشهد رو به رو می گردند.
ملک به سردار حشمت مثل یک تکیه گاه و حتی پدر نگاه می کند، اما شب حادثه گوهرشاد همه چیز رنگ دیگری می گیرد و حقیقت های تلخی رو می شود؛ از زخمی که به مهیار می رسد تا گذشته ای که نشان می دهد ملک خودش هم از دل یک تراژدی بزرگ آمده است. بعد از آن واقعه، ملک و مهیار سعی می کنند نگذارند یاد آن کشتار از خاطر آدم ها پاک شود. «پاریس، پاریس» فقط یک داستان عاشقانه یا تاریخی نیست؛ روایتی است از یک خیال بزرگ برای «نو شدن شهر» که وسط خشونت و پیچیدگی های زمانه، کم کم شکل یک هزارتوی بی پایان به خودش می گیرد.
| تعداد برگ |
352 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1397 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643376222 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات