کتاب «نظریه معرفت در پدیدار شناسی» از هنری پیترزما سراغ این سوال می رود که ما چطور جهان را می شناسیم و این شناخت دقیقا از کجا می آید. نویسنده با زبانی تحلیلی و در عین حال قابل دنبال کردن، دیدگاه سه چهره مهم فلسفه قرن بیستم یعنی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را کنار هم می گذارد و نشان می دهد اختلاف هایشان فقط روی ظاهر ماجراست. در بخش هوسرل، بحث روی این است که برای توضیح امکان شناخت، باید از یک سوژه استعلایی حرف زد؛ سوژه ای که معنا و شیء را در افق تجربه می سازد و به همین خاطر شناخت را ممکن می کند.
بعد کتاب به هایدگر می رسد؛ جایی که شناخت دیگر یک اتفاق ذهنی صرف نیست و بیشتر شبیه یک جور زندگی کردن در جهان است: «هستی در جهان». اینجا دانستن از دل رابطه عملی ما با دنیا بیرون می آید و محورش دازاین و نحوه روی آوردن ما به چیزهاست. در ادامه، مرلوپونتی با تاکید روی ادراک بدن مند وارد می شود و می گوید تجربه اولیه و پیشاتاملی خودش نوعی معرفت است و لازم نیست همیشه با استدلال های خشک تاییدش کنیم. نکته جذاب کتاب این است که پیترزما تلاش می کند نشان دهد این سه مسیر، با وجود تفاوت ها، در نهایت با نوعی رئالیسم کلاسیک هم جور در می آیند؛ یعنی جهان و اشیا مستقل از ما هستند، اما شناخت ما از آنها هم نقش سازنده و فعال دارد. این کتاب برای دانشجویان و علاقه مندان پدیدار شناسی و نظریه معرفت، منبعی جدی و کاربردی است.
| تعداد برگ |
424 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1999 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6229950777 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات