کتاب «بابابزرگ و مجسمه» از آرتور میلر یک نمایشنامه کوتاه و جمع و جور است که با یک موقعیت ساده شروع می شود: مجسمه ای را برای بزرگداشت یک شخصیت تاریخی می آورند و همین اتفاق بهانه ای می شود برای یک گفتگوی تند و تیز بین پدربزرگ و نوه اش. پدربزرگ با تجربه تر و واقع بین تر است و مدام زیر سوال می برد که آیا این جور یادبودها واقعا می توانند حقیقت آدم ها و گذشته را نشان بدهند یا فقط یک تصویر قشنگ و بی نقص می سازند. نوه هم کنجکاو و آرمان گراست و از زاویه نسل خودش نگاه می کند و همین تفاوت نگاه، بحث را جذاب تر می کند.
میلر مثل همیشه از دل همین حرف های روزمره، می رود سراغ سوال های جدی تر: ما تاریخ را چطور به یاد می آوریم، چه چیزهایی را بزرگ می کنیم و چه چیزهایی را حذف می کنیم، و اصلا میراث و خاطره برای آدم ها چه معنی دارد. مجسمه در این نمایشنامه فقط یک شیء نیست؛ تبدیل می شود به نمادی برای درگیری ما با هویت، گذشته و روایت هایی که جامعه دوست دارد درباره خودش بسازد. نتیجه کار هم اثری است که هم رگه هایی از طنز دارد و هم تلنگرهای احساسی و فکری، مخصوص کسانی که نمایشنامه های معنا دار و دیالوگ محور را دوست دارند.
| تعداد برگ |
28 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1944 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9648573961 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات