«وقتی که گانگسترها جدیت می کنند» از هوراس مک کوی، قصه رابرت و گلوریاست؛ دو نفر که به امید بردن جایزه 1000 دلاری، پا می گذارند توی یک مسابقه ماراتن رقص که انگار قرار نیست هیچ وقت تمام شود. هرچه جلوتر می روند، خستگی و فشار جمعیت و برگزار کننده ها بیشتر خودش را نشان می دهد و کم کم معلوم می شود این رقابت فقط رقصیدن نیست؛ یک جور جنگِ دوام آوردن است، آن هم وقتی پول ندارند و راه دیگری هم جلو پایشان نیست.
مک کوی خیلی بی تعارف، حال و هوای تلخ دوران رکود بزرگ را می آورد وسط صحنه؛ جایی که آدم ها برای زنده ماندن حاضرند هر کاری بکنند. فضای داستان تیره و سنگین است و از همان اول هم می شود حدس زد آخرش قرار نیست خوش باشد، اما چیزی که ضربه می زند مسیر رسیدن به پایان است. گلوریا شخصیتی است که هم دلت برایش می سوزد هم از حرف ها و تصمیم هایش کلافه می شوی، ولی دقیقا همین تناقض باعث می شود نتوانی کتاب را زمین بگذاری.
| تعداد برگ |
274 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1935 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6228115627 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات