«ابجد خون» نوشته فرهاد رفیعی (نشر نیماژ) یک رمان عاشقانه و بلند است که در ۲۷ فصل پیش می رود و هر فصل اسم خودش را دارد؛ اسم هایی که بی دلیل انتخاب نشده اند و با حال و هوای همان بخش جور درمی آیند. قصه از جایی شروع می شود که راوی در فضای یک آسایشگاه روانی قرار می گیرد و هم زمان درگیر ماجرای عیادت از پدرش هم هست؛ همین شروع از همان اول خواننده را می برد وسط یک روایت پر از سؤال و حس و حال.
در ادامه، محور اصلی داستان روی یک دلبستگی یک طرفه و پرتنش شکل می گیرد؛ عشقی به زنی جوان از خانواده ای پولدار که در فصل های مختلف، از زاویه های متفاوت شکافته می شود. نکته جذاب اینجاست که نویسنده مدام زمان را عقب و جلو می کند و گذشته و حال را قاطی هم می آورد؛ هم داستان عشق راوی را می خوانید و هم تکه هایی از رابطه پدر و مادرش و اشاره هایی به ریشه های بیماری پدر. فضای رمان بین خیال و واقعیت در رفت و آمد است و نثرش هم ساده و تمیز است و با اتمسفر تلخ و عاشقانه داستان خوب می نشیند.
| تعداد برگ |
348 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003678163 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات