«خزامی» پنجمین رمان سنان انطون، نویسنده عراقی ساکن نیویورک است؛ نویسنده ای که همیشه سراغ درد و رنج آدم ها می رود و نشان می دهد زندگی زیر سایه جنگ، مهاجرت و فشارهای اجتماعی چطور آدم را از درون می ساید. این بار قصه در آمریکا می گذرد: سامی، پزشک بازنشسته عراقی، تازه پیش پسرش سعد و خانواده اش در بروکلین ساکن شده و بعد از مرگ همسرش دلخوشی اش نوه ها هستند. اما کم کم حافظه اش تحلیل می رود و خانواده مجبور می شوند او را به خانه سالمندان بسپارند؛ جایی که کارمن، پرستار جوان پورتوریکویی، از او مراقبت می کند و خاطره ها مثل موج می آیند و می روند.
در خط داستانی دیگری، عمر را داریم؛ جوانی عراقی که اواخر دهه ۱۹۹۰ با هویت جعلی به آمریکا می رسد. او برای فرار از سربازی و زخمی که جنگ روی تن و غرورش گذاشته (از دست دادن گوش) از عراق بیرون زده و حالا یک آرزو دارد: با ترمیم گوشش، کرامت از دست رفته اش را هم برگرداند. عمر در نیوجرسی دنبال یک شروع تازه است و حتی خودش را پورتوریکویی جا می زند تا گذشته اش را پاک کند. یکی در حال فراموش کردن ناخواسته است و دیگری با قصد و نقشه می خواهد همه چیز را فراموش کند؛ و در نهایت، عشق به سنبل وحشی (خزامی) این آدم ها را به هم نزدیک می کند و راهی برای رها شدن از زخم های قدیمی جلو پایشان می گذارد.
| تعداد برگ |
240 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223321306 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات