کتاب «کنسرو غول» نوشته مهدی رجبی یک رمان نوجوان جذاب و پرکشش است که خیلی زود خواننده را با خودش همراه می کند. شخصیت اصلی داستان پسری به نام توکا است؛ نوجوانی تنها که با مادرش زندگی می کند و بعد از فوت پدر، اوضاع خانه شان به هم ریخته است. توکا از مدرسه و مخصوصا ریاضی بدش می آید، در جمع هم اعتماد به نفس ندارد و به خاطر لکنت زبانش از طرف هم کلاسی ها اذیت می شود. همین فشارها باعث شده شب ها کابوس ببیند و حتی پای دکتر هم به زندگی اش باز شود.
توکا یک روز به نوشته های یک خلافکار معروف دست پیدا می کند و با خواندن زندگی او، وسوسه می شود که راه «قوی شدن» را مثل او پیدا کند. در همین گیر و دار، یک پیرزن به توکا یک کنسرو می دهد و می گوید داخلش یک غول زندگی می کند؛ غولی که روزهای زوج بیرون می آید و کم کم تبدیل به دوست عجیب و غریب توکا می شود. این دوستی اتفاق های بامزه و هیجان انگیزی می سازد و از آن طرف، توکا را هل می دهد سمت تغییر: ترس هایش کمتر می شود، روی پای خودش می ایستد و حتی با یک روش خاص، نگاهش به ریاضی هم عوض می شود. داستان همزمان بین زندگی توکا و ماجرای همان جنایتکار جلو می رود و همین موازی بودن، ریتم کتاب را تند و خواندنی نگه می دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.