لوکی دختری است که با مادر تنها و سختکوشش در یکی از محله های پاریس بزرگ شده و از همان اول زندگی طعم تنگدستی را چشیده. وقتی راهش به مدرسه آن طور که می خواهد باز نمی شود و گذشته دست از سرش بر نمی دارد، کم کم سر از دور باطل تنهایی و لغزش در می آورد. او برای فرار از همه چیز کافه ای به اسم «کنده» را پاتوق خودش می کند؛ جایی که آدم های ثابتش او را با اسم لوکی می شناسند و انگار هر کسی چیزی گمشده در خودش دارد.
لوکی بعدتر با مدیر یک بنگاه املاک ازدواج می کند، اما زندگی مرتب و شیک هم قرار نیست حالش را خوب کند؛ نه همسرش و نه جمع دوستان او نمی توانند آن حس آرامش را به لوکی بدهند. یک روز بی خبر بر نمی گردد و در مسیر تازه ای با مرد جوانی آشنا می شود که مثل خودش سرگردان و بی مقصد است، اما نگاهش به لوکی واقعی تر از بقیه است. در این رمان، پاریس فقط پس زمینه نیست؛ خیابان ها، متروهای آخر شب و کافه ها طوری توی داستان نفس می کشند که انگار خود شهر هم یکی از شخصیت های اصلی است؛ شهری که جوانی های گم شده در آن دنبال معنی زندگی می گردند.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
2007 |
| نوع جلد |
جلد نرم |
| شابک |
978-964-369-544-6 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات