داستان در حال و هوای برادویِ هزار و نهصد و بیست و چند می گذرد؛ وقتی که تئاتر اوضاع روبه راهی ندارد و خیلی ها ترجیح می دهند به جای سالن نمایش، پای رادیو و سرگرمی های ساده تر بنشینند. یک شب دوشنبه بارانی و مه آلود، خیابان ها خلوت است و مدیرها و تهیه کننده ها با دل و دماغی کم، خاموش شدن شور تئاتر را تماشا می کنند. انگار همه چیز دارد آرام آرام از نفس می افتد.
اما وسط همین سکوت و بدبیاری هوا، جلوی تئاتر رومی در خیابان چهل و هفتم غربی، اوضاع فرق دارد؛ صف بلیت شلوغ است و مردم با شوق منتظرند. نمایش امشب «تفنگ بازی» است و کارکنان گیشه با دقت حواسشان به همهمه و رفت و آمدهاست. دربان لاغر و باوقار هم با همان تشریفات قدیمی به مهمان هایی که با لباس های شیک و کلاه های رسمی وارد می شوند خوشامد می گوید؛ طوری که معلوم است اینجا قرار نیست باران و رکود، چراغ نمایش را خاموش کند.
| تعداد برگ |
376 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| سال انتشار میلادی |
1929 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002911162 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات